السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

489

تفسير الميزان ( فارسي )

و در تعدادى از روايات كه از طرق شيعه « 1 » و سنى « 2 » رسيده آمده كه خضر از آب حيات كه واقع در ظلمات است نوشيده ، چون وى در پيشاپيش لشكر ذو القرنين كه در طلب آب حيات بود قرار داشت ، خضر به آن رسيد و ذو القرنين نرسيد . و اين روايات و امثال آن روايات آحادى است كه قطع به صدورش نداريم ، و از قرآن كريم و سنت قطعى و عقل هم دليلى بر توجيه و تصحيح آنها نداريم . قصه ها و حكايات و همچنين روايات در باره حضرت خضر بسيار است و ليكن چيزهايى است كه هيچ خردمندى به آن اعتماد نمىكند . مانند اينكه در روايت الدر المنثور از ابن شاهين از خصيف آمده كه : چهار نفر از انبياء تا كنون زنده‌اند ، دو نفر آنها يعنى عيسى و ادريس در آسمانند و دو نفر ديگر يعنى خضر و الياس در زمينند ، خضر در دريا و الياس در خشكى است « 3 » . و نيز مانند روايت الدر المنثور از عقيلى از كعب كه گفته : خضر در ميان درياى بالا و درياى پائين بر روى منبرى قرار دارد ، و جنبندگان دريا مامورند كه از او شنوايى داشته باشند و اطاعتش كنند ، و همه روزه صبح و شام ارواح بر وى عرضه مىشوند « 4 » . و مانند روايت الدر المنثور از ابى الشيخ در كتاب « العظمة » و ابى نعيم در حليه از كعب الاحبار كه گفته : خضر پسر عاميل با چند نفر از رفقاى خود سوار شده به درياى هند رسيد - و درياى هند همان درياى چين است - در آنجا به رفقايش گفت : مرا به دريا آويزان كنيد ، چند روز و شب آويزان بوده آن گاه صعود نمود گفتند : اى خضر چه ديدى ؟ خدا عجب اكرامى از تو كرد كه در اين مدت در لجه دريا محفوظ ماندى ! گفت : يكى از ملائكه به استقبالم آمده گفت : اى آدمى زاده خطاكار از كجا مىآيى و به كجا مىروى ؟ گفتم : مىخواهم ته اين دريا را ببينم . گفت : چگونه مىتوانى به ته آن برسى در حالى كه از زمان داود ( ع ) مردى به طرف قعر آن مىرود و تا به امروز نرسيده . با اينكه از آن روز تا امروز سيصد سال مىگذرد « 5 » . و رواياتى ديگر از اين قبيل روايات كه مشتمل بر نوادر داستانها است .

--> ( 1 ) تفسير برهان ، ج 2 ، ص 480 ، ح 6 . ( 2 ، 3 ، 4 ) الدر المنثور ، ج 4 - ص 239 . ( 5 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 239 .